بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

368

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كه مطلب درين آيه ذكر اوصاف قرآن مجيد است نه لوح المحفوظ و بايد كه جملهء « لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » را كه جملهء اخباريهء منفيه است حمل بر جملهء انشائيهء منهيه كرد تا كذب لازم نيايد و بعضى طهارت مذكوره در الا المطهرون را حمل نموده‌اند بر طهارت شرعيه كه رافع احداث باشد و درين صورت حاصل كلام چنين است كه آن قرآن نوشته شده است در مصحفى كه آن مصحف محفوظ و مصونست يا قرآن محفوظ و مصونست از مس غير طاهر به اين معنى كه بايد مس نكنند آن را مگر آن جماعتى كه پاك گردانيده شدگانند از احداث صغيره و كبيره و اگر لا يمسه بمعنى نفى باشد اخبارى خواهد بود بر اينكه آن را مس نميكند غير از پاكان و اين معنى از حليهء صدق عاريست زيرا كه غير پاكان از احداث نيز مس مصحف و قرآن ميكنند و اكثر علماء ما كه حمل كتاب مكنون بلوح المحفوظ كرده‌اند ، ضمير لا يمسه را راجع به قرآن داشته‌اند هر چند نسبت بكتاب مكنون بعيد الذكر است بنا بر آنكه مقصود ذكر اوصاف قرآنست نه امرى ديگر چنانچه گذشت . شيخ امين الدين طبرسى گفته « و عندنا ان الضمير يعود الى القرآن فلا يجوز لغير الطاهر مس كتابة القرآن » و بهر حال اگر ضمير لا يمسه راجع شود بكتاب مكنون يعنى مصحف آيه دلالت دارد بر اينكه بر محدث مس و رق بلكه مس جلد نيز ممنوعست چنانچه صريح روايت ابراهيم بن عبد الحميدست كه بعد ازين مذكور خواهد شد و اگر راجع شود به قرآن كه مصدر بمعنى مقروء است دلالت دارد بر منع مس خط قرآن مر محدث بحدث اصغر و اكبر را و نيز استدلال بر اين مطلب بمرسلهء حريز بن عبد اللَّه كرده‌اند كه حضرت صادق عليه السّلام امر كرد پسر خود اسماعيل را كه تلاوت قرآن كند پس او گفت كه من وضو ندارم امام عليه السّلام فرمودند كه مساس كتابت مصحف مكن و مساس كن اوراق نانوشتهء آن را پس قراءت كن و همچنين استدلال كرده‌اند بحديث ابو بصير كه در سند آن حسين بن مختار است كه ابو بصير گفت كه من از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردم كه آيا جايز است كسى كه وضو ندارد ( ج 4 : 23 )